| سلام |
| ساعت ٥:۳٤ ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢٠ |
|
الگوی نوین انتقال دانش
علیرضا نجابی - مهدی زیبایی
برای تربیت افراد متناسب با عصر اطلاعات - محور می باید مبنای آموزش و یادگیری را براساس رویکردهای جدید تنظیم کرد.
کلمات کلیدی:
|
|
| ساعت ۸:٢٥ ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٥ |
|
خنثی بودن پول = monetary neutrality یکی از موضوع های اصلی در تئوری پول را خنثی بودن پول می نامند.این تئوری بیانگر این است که در بلند مدّت، اگر عرضه پول به میزان یک درصد افزایش یابد باید در همان دوره زمانی، سطح قیمت ها هم یک درصد افزایش یابد و این رویداد بر عرضه واقعی پول و سایر متغیرهای اقتصادی مثل نرخ بهره، هیچ اثری نخواهد گذاشت. تغییرات غیر عادی نرخ ارز = exchange rate overshooting پدیده ای که در آن با افزایش عرضه پول، نرخ ارز در کوتاه مدّت بیش از دوره بلند مدّت کاهش می یافت، به نام تغییرات غیر عادی نرخ ارز معروف است. این تئوری از آن نظر اهمّیت دارد که می توان به وسیله آن نوسانات شدید نرخ ارز را توجیه کرد. ذخایر = reserves ذخیره قانونی = required reserves نسبت ذخیره قانونی = required reserves ratio مازاد ذخیره = excess reserve همه ی بانک ها درصدی از وجوه را که به عنوان سپرده به دست می آورند در یک حساب نزد بانک مرکزی (به عنوان ذخیره قانونی) نگه می دارند. ذخایر عبارتند از ذخیره قانونی به اضافه پول رایج کشور که به صورت فیزیکی در گاوصندوق بانک نگهداری می شود. معمولاً هیچ نوع بهره ای به ذخایر تعلّق نمی گیرد، ولی بانک به دو دلیل آن را نگه می دارد؛ نخست، برخی از ذخیره ها که آن را ذخیره قانونی می نامند، از آن جهت نگهداری می شوند که طبق قانون هر بانک در ازای هر دلار سپرده مشتریان باید درصد معیّنی (مثلاً ده سنت) به عنوان ذخیره نگه دارد. این درصد (مثلا ده درصدی) را نسبت ذخیره قانونی می نامند. ذخیره های اضافی را مازاد ذخیره می نامند و بانک از آن جهت آن را نگهداری می کند که این اقلام دارایی بالاترین قدرت نقد شوندگی (در مقایسه با سایر دارایی های بانک) هستند وهر گاه صاحبان سپرده ها به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بخواهند از حساب خود برداشت کنند، بانک از این وجوه استفاده می کند. تجزیه و تحلیل تفاوت = gap and duration analysis حساسیّت سود بانک در تغییرات نرخ بهره را می توان به روش تجزیه و تحلیل تفاوت محاسبه کرد. در اجرای این روش، بدهی هایی که در برابر تغییر نرخ بهره حساس هستند از دارایی هایی که دارای همین ویژگی هستند کم خواهند شد. تجزیه و تحلیل مورد انتظار = duration analysis روش دیگر برای محاسبه ریسک نرخ بهره را «تجزیه و تحلیل مورد انتظار» می نامند. در اجرای این روش تغییرات ارزش روز تمام دارایی ها و بدهی های بانک را با توجه به تغییرات نرخ بهره تعیین می کنند. روش مزبور به مبنای مفهوم «دوره انتظار» قرار دارد و بدان وسیله میانگین دوره عمر جریان نقدی اوراق بهادار تعیین می شود. این روش از آن جهت سودمند است که می توان بدان وسیله تغییرات ارزش روز اوراق بهادار را تسبت به تغییرات نرخ بهره محاسبه کرد. اقدامات خارج از ترازنامه = off-balance-sheet activities مقصود از فعّالیت های خارج از تراز نامه استفاده کردن از ابزارهای مالی برای دستیابی به درآمدهایی است که از طریق کارمزد و فروش پرتفوی وام ها می توان به دست آورد. تمام این اقدامات سود آور است ولی این مقادیر در اقلام ترازنامه بانک قابل رویت نیستند. در واقع اقدامات خارج از ترازنامه در این سال ها اهمّیت بسیار زیادی پیدا کرده است. درآمد حاصل از این فعّالیت ها از 1979 تا کنون بر حسب درصد دارایی ها دو برابر شده است. فروش وام = loan sale فروش وام که آن را مشارکت دست دوم در وام می نامند مستلزم بستن قراردادی است که به موجب آن تمام یا بخشی از جریان های نقد حاصل از یک وام خاص به فروش می رسد و بدان وسیله وام مزبور از ترازنامه بانک حذف می شود. بانک ها می توانند از طریق فروش وام به مبلغی که اندکی بیش از مبلغ اولیّه وام است سودهایی را به دست آورند.
کلمات کلیدی:
|
|
| ساعت ۸:٢۱ ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٥ |
|
نرخ بازده جاری = current yield برای محاسبه نرخ بازده تا سررسید از نرخ بازده جاری استفاده می کنند که یک مقدار تقریبی به دست می آید و معمولاً در روزنامه ها گزارش می شود. برای محاسبه آن، بهره سالانه اوراق قرضه را بر قیمت آن تقسیم می کنیم. ریسک نوسان نرخ بهره = interest-rate risk اینک می بینیم که تغییر در نرخ بهره بازار موجب می شود که سرمایه گذاری در اوراق قرضه بلند مدّت با ریسک زیادی همراه باشد. کنترل ریسک نوسان نرخ بهره از مطالب مهمّی است که مدیران سازمان های مالی به آن توجّه زیادی می کنند. نرخ بهره واقعی = real interest rate هنگامی که نرخ بهره واقعی پایین است، تمایل زیادی برای گرفتن وام وجود دارد ولی صاحبان سرمایه انگیزه ای به دادن وام ندارد. ریسک = risk ریسک یعنی ریسک یک قلم دارایی نسبت به اقلام دیگر از دارایی. مقصود از ریسک عدم اطمینان نسبت به بازده است. دارایی ضروری = necessity با توجّه به مقدار کشش تقاضای ثروت می توان دارایی ها را به دو قسمت تعیین کرد. اگر یک قلم دارایی به گونه ای است که مردم تنها به میزان مورد نیاز خود آن را تهیّه می کنند و با افزایش ثروت، تقاضا برای آن با درصد کمتری افزایش می یابد، آن دارایی را دارایی ضروری می نامند. کشش تقاضای ثروت = wealth elasticity of demand ثروت یک فرد موقعی افزایش می یابد که منابع بیشتری در اختیار داشته باشدو بتواند بدان وسیله دارایی های بیشتری خریداری نماید. با افزایش ثروت، تقاضا برای برخی از اقلام دارایی بیشتر می شود و چون ثروت فرد تغییرکند میزان تقاضا برای برخی از اقلام دارایی با سرعت بیشتری تغییر می کند. برای محاسبه این واکنش ، از اصلی به نام کشش تقاضای ثروت استفاده می کنند. کشش تقاضای ثروت نشان می دهد که اگر سایرعوامل ثابت بمانند با درصد تغییر ثروت، میزان تقاضا برای اقلامی از دارایی چه مقدار تغییر می کند. الگوی قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای = Capital asset pricing model (CAPM) اگر ضریب بتای یک دارایی بالا باشد، بدان معنی است که ریسک سیستماتیک آن بالا است و در نتیجه کمتر مورد تقاضای سرمایه گذاران قرار می گیرد. بنابراین، زمانی سرمایه گذاران علاقه به نگهداری این نوع دارایی خواهند داشت که بازده مورد انتظار آن بالا باشد واین درست همان چیزی است که الگوی قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای ارائه می کند. منحنی تقاضا = demand curve منحنی تقاضا به گونه ای است که اگر سایر متغیرهای اقتصادی ثابت نگه داشته شوند، رابطه بین تقاضا و قیمت را نشان خواهد داد(مقصود از ثابت نگه داشتن سایر متغیرها این است که فرض کنیم مقدار سایر متغیرها مشخص است). منحنی عرضه = supply curve برای رسم منحنی عرضه هم از همین مفروضات استفاده کرده، رابطه مقدار عرضه و قیمت ورقه را تعیین می کنیم، مشروط بر اینکه سایر متغیر های اقتصادی ثابت بمانند. مازاد عرضه = excess supply در یک چنین حالتی که مقدار اوراق قرضه عرضه شدهبیش از تقاضاست وضعیتی به وجود می آید که آن را مازاد عرضه می نامند، زیرا مردم بیشتر تمایل به فروش دارند و کمتر کسی خریدار است و در آن صورت قیمت اوراق قرضه کاهش یافته پیکان رو به پایین کشیده می شود. مازاد تقاضا = excess demand در چنیین حالتی مردم بیشتر تمایل به خرید دارند و کمتر به فروش علاقه نشان می دهند و بدین گونه قیمت اوراق قرضه رو به افزایش می گذارد . وجوه استقراضی = loanable funds اگر ما نام محور افقی را وجوه استقراضی بنامیم، عرضه اوراق قرضه را باید تقاضا برای وجوه استقراضی نامید،زیرا خرید (تقاضا) یک برگ از اوراق قرضه با عرضه وام برابر یا معادل می شود. الگوی رجحان نقد شوندگی = liquidity preference framework در حالی که الگوی وجوه استقراضی نرخ بهره تعادلی را بر اساس عرضه و تقاضای اوراق قرضه تعیین می کند، جان مینارد کینز الگوی دیگری ارائه کرده که آن را الگوی رجحان نقد شوندگی می نامند. بر اساس این الگو نرخ بهره تعادلی بر حسب عرضه و تقاضا برای پول تعیین می شود. این دو الگو متفاوت به نظر می رسند ولی رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند. هزینه فرصت از دست رفته = apportunity cost با استفاده از مفهوم «هزینه فرصت از دست رفته» می توان استدلال کرد که تقاضا برای پول با نرخ بهره رابطه معکوس دارد. هر قدر نرخ بهره اوراق قرضه افزایش یابد، هزینه فرصت از دست رفته به سبب نگهداری پول افزایش می یابد و از این رو مطلوبیّت پول کم شده، تقاضا برای آن کاهش می یابد. ساختار ریسک نرخ بهره = risk structure of interest rate اوراق قرضه ای را در نظر می گیریم که دارای سررسیدهای همانند ولی نرخ بهره های متفاوتند. رابطه بین این نرخ بهره ها را ساختار ریسک نرخ بهره می نامند که عواملی چون ریسک، قدرت نقد شوندگی و قوانین مالیات بر درآمد همگی در تعیین آن ساختار نقش دارند.
کلمات کلیدی:
|
|
| ساعت ۸:۱٩ ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٥ |
|
یک مخزن ارزش = store of value وظیفه یا نقش دیگر پول این است که به عنوان مخزن ارزش یعنی مخزنی از قدرت خرید مورد استفاده قرار می گیرد.یک مخزن ارزش، باعث می شود که قدرت خرید تا زمانی که پول به مصرف نرسیده حفظ شود. این نقش از پول از آن جهت مضّر است که بیشتر افراد نمی خواهند درآمد خود را بلافاصله خرج کنند، بلکه ترجیح می دهند که تا زمانی که تمایل به خرید آن پیدا کنند، آن را ذخیره نمایند. قدرت نقد شوندگی = liquidity یعنی سرعت نسبی که می توان یک قلم دارایی را به یک وسیله دیگر دادوستد تبدیل کرد. از میان همه اقلام دارایی، قدرت نقدشوندگی پول بسیار بالاست، زیرا تنها وسیله دادوستدی است که به هنگام خرید یک قلم جنس نباید نخست آن را به چیز دیگری تبدیل کرد، بلکه می توان آن را به صورت مستقیم مورد استفاده قرار داد. تورّم لجام گسیخته = hyperinflation به هنگام وجود تورّم، یعنی زمانی که سطح قیمت ها به سرعت افزایش می یابد، پول به سرعت ارزش خود را از دست می دهد و مردم تمایلی ندارند که ثروت خود را به صورت پول درآورند.به ویژه زمانی که تورّم، بسیار شدید که آن را تورّم لجام گسیخته می نامند عارض جامعه شده و نرخ تورّم در ماه به بیش از پنج درصد می رسد این تمایل به کمترین حدّ خود می رسد. سیستم پرداخت ها = payment system مقصود از سیستم پرداخت ها شیوه ای است که بر اساس آن در یک سیستم اقتصادی دادوستدها انجام می شود. وام ساده = simple loan مقصود از یک وام ساده این است که تقاضا کننده مبلغی مشخص (اصل) دریافت می کند و باید در سررسید، اصل مبغ وام را با یک مبلغ پول اضافی (بهره) باز پرداخت نماید. وام با اقساط مساوی = fixed-payment loan مقصود از وام با اقساط مساوی این است که یک نفر مبلغی وام بگیرد ودر پایان هر ماه مبالغی بابت اصل و فرع این پول بازپرداخت کند. اوراق قرضه با کوپن = coupon-bond مقصود از اوراق قرضه با کوپن این است که صاحب اوراق قرضه هر سال تا تاریخ سررسید، مبلغی ثابت بابت بهره دریافت می کند و در تاریخ سررسید نیز اصل مبلغ را دریافت خواهد کرد. ارزش اسمی = face value or par value اصل مبلغ برگ های اوراق را ارزش اسمی آن اوراق می نامند. نرخ کوپن = coupon rate نشان دهنده پولی است که سالانه به صورت درصدی از ارزش اسمی اوراق قرضه پرداخت می شود. اوراق قرضه با بهره صفر = zero-coupon bond or discount bond مقصود از اوراق قرضه با بهره صفر این است که انتشار دهنده اوراق قرضه را به قیمتی کمتر از ارزش اسمی آن می فروشد و در تاریخ سررسید، پولی برابر با ارزش اسمی به دارنده برگ پرداخت می کند. ارزش فعلی = present value مفهوم ارزش فعلی بر پایه عقل سلیم است، بدین معنا که ارزش یک ریالی که یک سال بعد در چنین روزی به شما داده شود کمتر از ارزش یک ریالی است که امروز دریافت می کنید. نرخ بازده تا سررسید = yield to maturity با وجود اینکه برای محاسبه نرخ بهره چندین راه شناخته شده وجود دارد، محاسبه نرخ بازده تا سررسید یعنی محاسبه نرخ تنزیلی که ارزش فعلی عایدات ناشی از اوراق بهادار رایج در بازارهای اعتباری را با قیمت روز آن اوراق برابری می کند مهمترین آن هاست. از آن جا که مبنای محاسبه نرخ بازده تا سررسید چیزی جز عقل سلیم نیست، اقتصاد دانان آن را دقیق ترین و معقول ترین معیار نرخ بهره به حساب می آورند.
کلمات کلیدی:
|
|
| ساعت ۸:۱٧ ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٥ |
|
قبولی بانک = bank acceptance یک برات بانکی است که یک شرکت آن را منتشر می کند، در تاریخ آینده قابل پرداخت است و بانک از بابت مهری که به صورت « قبول » بر آن زده و به این وسیله پرداخت آن را تضمین کرده، مبلغی بابت کارمزد دریافت می کند. شرکت صادر کننده این برات باید در تاریخ سررسید مبلغ برات را پرداخت کند. استقراض بین بانکی = federal (fed) funds این نوع وام ها برای دوره های بسیار کوتاه مدت، مثلاُ یک روزه داده می شود. وام دهنده بانکی است که میزان سپرده اش نزد بانک مرکزی بیشتر از میزان مقرّر است. وام گیرنده بانک دیگری است که میزان سپرده اش نزد بانک مرکزی کمتر از حد قانونی است. سهام = stocks بیانگر حقّی است که دارنده برگ نسبت به سود خالص و داراییهای یک شرکت دارد. وام رهنی = mortgages وام های رهنی به افراد یا شرکت هایی داده می شود که می خواهند خانه، زمین یا ساختمان بخرند. بر اساس این قرارداد، ساختمان یا زمین در گرو وام قرار می گیرد. هزینه داد و ستد = transaction costs یعنی مقدار وقت وپولی که برای دادوستد های مالی به مصرف می رسد. اوراق قرضه شهرداری ها = municipal bonds اوراق قرضه دولت های محلّی و یا ایالتی که آن ها را اوراق قرضه شهرداری ها هم می نامند نوعی اوراق قرضه بلند مدت هستند که دولت های محلّی و ایالتی جهت تهیّه پول برای ساخت مدرسه، جادّه و اجرای برنامه های بزرگ منتشر می کنند. صرفه جویی در مقیاس = economies of scale واسطه های مالی می توانند هزینه های داد و ستد را به شدّت کاهش دهند زیرا اندازه یا بزرگی این سازمان ها باعث می شود که از پدیده ای به نام صرفه جویی در مقیاس استفاده کنند، یعنی با افزایش داد و ستد، هزینه داد و ستدی هر ريال (از داد و ستد) کاهش می یابد. اطلاعات نا متقارن = asymmetric information اغلب در بازارهای مالی یک طرف معامله درباره طرف دیگر اطلاعات کافی ندارد تا بر اساس آن تصمیماتی دقیق بگیرد. این ناآگاهی یا نابرابری در اطلاعات را اطلاعات نامتقارن می نامند. گزینش نا مناسب = adverse selection مسأله ای است که به دلیل اطلاعات نا متقارن و پیش از داد وستد اتّفاق می افتد. ثروت = wealth یعنی مجموع دارییهای شخص به صورت املاک یا فروشگاه یا زمین و غیره که با پول تفاوت دارد. درآمد = income یعنی جریانی از سود در هر واحد زمانی. نقش پول = role or duty of money خواه پول به صورت صدف، یک تکّه سنگ و یا طلا باشد و یا به شکل یک برگ کاغذ، باید بتواند در سیستم اقتصادی سه نقش مهم ایفا کند. این نقش ها عبارتند از : وسیله داد و ستد، یک واحد محاسبه ویک مخزن ارزش.ازاین سه نقش یا وظیفه، نقش نخست یعنی وسیله داد و ستد بودن موجب می شود که آن را از سایر اقلام دارایی مثل سهام، اوراق قرضه و خانه تمیز دهیم. وسیله داد و ستد = medium of exchange تقریباً در هر سیستم اقتصادی و تمام داد و ستدهایی که در بازارهای مختلف انجام می شود، پول به صورت اسکناس یا چک به عنوان وسیله داد و ستد مورد استفاده قرار می گیرد؛ یعنی پول وسیله ای است برای پرداخت بهای کالاها و خدمات خریداری شده. یک واحد محاسبه = store of value در یک سیستم اقتصادی پول به عنوان یک معیار ارزش مورد استفاده قرار می گیرد. همانگونه که وزن را بر حسب کیلوگرم اندازه می گیریم، ارزش کالاها و خدمات را بر حسب پول می سنجیم. برای پی بردن به اهمّیت این نقش پول یک بار دیگر به سیستم اقتصاد تهاتری که در آن پول وجود ندارد توجّه کنید.
کلمات کلیدی:
|
|
| ساعت ۸:۱٦ ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٥ |
|
اوراق قرضه = bonds یک سند بدهی است که در آن شرکت بدهکار تعهد می نماید که در دوره های زمانی مشخص مبالغی را پرداخت کند. نرخ ارز = foreign exchange rate یعنی واحد پول یک کشور نسبت به قیمت واحد پول کشور دیگر. درآمد کل = aggregate income مقصود از درآمد کل، کل درآمد عوامل تولید(زمین،کارو سرمایه) است که در طول سال در سایه تولید کالاها و خدمات به دست می آید و با تولید کل برابر است. تولید نا خالص داخلی = gross domestic product (GDP) تولید نا خالص داخلی از جمله شاخص هایی است که برای تعیین تولید کل به کار می رودو آن عبارت است از ارزش تمام کالاها و خدمات نهایی که در دوره یک ساله تولید می شود. تاریخ سر رسید = maturity تاریخ سررسید اوراق قرضه زمانی است که مدت آن اوراق منقضی می شود. قرضه کوتاه مدت = short-term اوراق قرضه کوتاه مدت، اوراقی است که در زمانی کمتر از یک سال سررسید می شوند. قرضه میان مدت = intermediate-term تاریخ سررسید اوراق قرضه میان مدت بین یک تا ده سال است. بازار اولیه = primary market بازار اولیه یا بازار دست اول یک بازار مالی است که در آن اوراق بهادار، سهام یا اوراق قرضه به نخستین خریداران (به وسیله شرکت ها ویا سازمان های دولتی) فروخته می شود. بازار ثانویه = secondary market بازار ثانویه یا بازار دست دوم یک بازار مالی است که در آن اوراق بهاداری که در گذشته منتشر شده و دست دوم می باشد خرید و فروش می شود. کارگزار = brocker نماینده سرمایه گذاران است که خریدار و فروشنده اوراق بهادار را به هم می رساند. معامله گر = dealer معامله گر کسی است که اوراق بهادار را به قیمت اعلام شده از فروشندگان خریداری می کند و به قیمت های اعلام شده به خریداران می فروشد. بازار بورس = exchange یعنی به صورتی سازماندهی می شود که کارگزاران یا نمایندگان خریداران و فروشندگان اوراق بهادار در یک مکان گرد هم می آیند تا داد و ستدهایی انجام بدهند. بازارهای خارج از بورس = Over-the-counter markets (OTC) در آن معامله گران، در نقاط مختلف آماده خرید و فروش انواع اوراق بهادار می باشند. بازار سرمایه = capital market یک بازار مالی است که در آن اوراق قرضه بلند مدت تر(تاریخ سررسید آن ها یک سال یا بیشتراست) و سهام شرکت ها داد و ستد می شود. گواهی سپرده بانکی قابل نقل و انتقال = Negotiable bank certificate of deposit گواهی سپرده نوعی اوراق بهادار است که بانک به سپرده گذاران می فروشد و بر آن اساس سالانه مبلغی به عنوان بهره به صاحب این اوراق می دهد و در تاریخ سررسید اصل مبلغ بازپرداخت می شود. قراردادهای باز خرید = repurchase agreement قرارداد باز خرید نوعی وام کوتاه مدت است که سر رسید آن به کمتر از دو هفته می رسد.
کلمات کلیدی:
|
|
| پول وارز وبانکداری |
| ساعت ۸:٠٤ ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٥ |
|
پول (عرضه پول) = money (money supply) هر چیزی که در ازای ارزش کالاها یا خدمات یا باز پرداخت بدهی پذیرفته شود . تولید کل = aggregate out put کل تولید کالاها و خدمات را تولید کل می نامند. نرخ بیکاری = unemployment rate درصد نیروی کار بیکار را نرخ بیکاری گویند. چرخه های تجاری = business cycle یعنی جذر و مدهای تولید کل. رکود = recession یعنی دوره هایی که تولید کل رو به کاهش می رود. تئوری پول = monetary theory تئوری که بر اساس آن، تغییرات مقادیر کمّی پول به تغییرات کل فعالیت های اقتصادی و سطح قیمت ها مربوط می شود. سطح کل قیمت ها = aggregate price level میانگین قیمت کالاها و خدمات را سطح کل قیمت ها و یا به بیانی ساده تر سطح قیمت ها می نامند. تورّم = inflation یعنی افزایش مداوم سطح قیمت ها، بر افراد، بنگاه های اقتصادی، شرکت ها ودولت اثر می گذارد. نرخ بهره = interest rate نرخ بهره عبارت است از هزینه وام یا قیمتی که بابت اجاره پول پرداخت می شود. سیاست های پولی = monetary policy مقصود از سیاست های پولی همانا مدیریت عرضه پول و نرخ بهره است. کسر بودجه = budget deficit عبارت است از مازاد هزینه های دولتی نسبت به درآمدهای مالیاتی در یک دوره زمانی مشخص که معمولاُ یک سال است. بازار مالی = financial marlset بازاری است که در آن پول اضافی افراد به کسانی که کسر یا کمبود بودجه دارند، منتقل می شود. اوراق بهادار (ابزار مالی) = securities (financial instrument) اوراق بهادار( که آن را ابزار مالی نیز می نامند) گواهی ادعایی به درآمد های آینده سازمان انتشار دهنده اوراق بهادار می باشد.
کلمات کلیدی:
|
|
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
|
|
| پیامک بلاگ |
|
|


